Ordinary Music

800104

غرق شده در خود

تا فرصت هست

۱۱۸ ـُـمین روزِ سال

بیا برای یک لحظه هم که شده،

همه چیز را فراموش کنیم.

تو بیا و سرت را روی سینه‌ام بگذار

و من دست در موهایت ببرم،

در آغوشت زندگی کنم،

بگذار تا فرصت هست در چشمانت نگاه کنم

و بگویم که دنیای من همین فاصله‌ی میان بازوانت، همین آغوش تو است.

تا فرصت هست

پرت نوشت

متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

نظرات (۲۶)

بهارنارنج :)
من تماشای تو میکردم و غافل بودم /کز تماشای تو شهری به تماشای من است
فِ. شین.
چه خوب گفته (:
مهیار حریری
به اشتیاق تو جمعیتی ست در دل من
بگـیر تنـگ در آغـوش و قـتل عـامم کن     / ع. بدیع
فِ. شین.
چه عالی (:
*a. a*
!nice
فِ. شین.
((:
سفره خاتون
درمورد متن نظر خاصی ندارم ولی کامنتا عالی بود :دی
فِ. شین.
والا چی بگم /:
توکان سبز
چه قشنگ :)
فِ. شین.
((:
هانی هستم
شاید این آخرین باره ...
فِ. شین.
شاید ...
fafa 4026
زیبا بود:))
فِ. شین.
((:
فرید صیدانلو
غنیمت شمرید
فِ. شین.
چشم ((:
پسرک فضایی
شه قشنگ :))))
فک کنم تو بیان فقط منم که حداقل یه پست عاشقانه هم ندارم :|
باید برم تو کارش D:
فِ. شین.
((:
اتفاقن خوبه ((:
هوشیار کسی باید که از عشق بپرهیزد D:
Frozen Fire
بعد میگه انصراف احساس به نفع عقل خیلیم خوبه!
ایشششD:
فِ. شین.
دقت کنی نوشتم خیلی وقتا نه همشون ((((:
D:
هلما ...
اووووووه.
برادر من اینجا جوون عجم رد میشه :))
انصافا عجب عاشقانه اییییی ...
فِ. شین.
خخخخ D:
(((:
بهار پاتریکیان D:
حالا خوبه ما پست عاشقانه می‌ذاریم میای میگی خیاله و الکی و اینا منم بیام بگم الکیه؟ :)))))
+ بی‌شوخی، پایدار ایشالااااااا ^_^
فِ. شین.
خب شوخی می‌کردم خب ((:
+ (;
פـریـر بانو
تازه از رو خیال هم ننوشتی که! اوپسسس :)))
فِ. شین.
D:
פـریـر بانو
تا فرصت هست...
واقعا...
عکس. قشنگ. متن. قشنگ.
:)
قرابت معنایی دارد با پست من :)))
فِ. شین.
ممنون ((:
عاره ((:
Unknown Human
از پاسخت به نظر ها :
مگه شما امتحانش کردی :|
فِ. شین.
D:
الیــــ ــــوت
چه همه گیر دادن به آغوش، آقا مگه رو کاناپه چشه؟؟! :))
دنیای من رو کاناپه، پشت لپتاپه :)
فِ. شین.
شما امتحانش کنی دیگه کاناپه نمیچسبه ((:
Or bit
چه عاچقانه!
حتما همچین اغوشی پیدا میشه بلاخره! :))
فِ. شین.
D:
فک میکنی الان اینو من از روی خیال نوشتم؟! D:
گُل نِگار
اوهوم...
امن :
تو نمیترستی از رفتن  اش..در امان این آغوشی...
امن:
تو میدونی این آرامشِ..! ترسی نیست...
.
.
ازاونجایی که انگلیسی طور پیش میرید بگن safe والسلام D;
فِ. شین.
آها (: عاره ((:
+ پس همون به یه آغوش امن نیازمندیم (:
گُل نِگار
بلاگرها متن های ادبی رو سوق دادین سمت آغوش!D;
به یک ، آغوش ِ امن نیازمندیم..
فِ. شین.
D:
امن؟! ((:
nily ..
جمله ی آخرو چند بار شنیدم اما هر بار بیشتر دوسش می دارم! ^_^
فِ. شین.
(((:
Pary darya
(( :
فِ. شین.
((:
مترسک ‌‌
کاش می‌شد... :(
فِ. شین.
میشه مترسک، میشه (:
Pary darya
((( : اون باید بین بازوهای توباشه نه تو بین بازوهای اون:دی
فِ. شین.
|:
هردو تو بغل هم D:
علی آقا:)
سلااام:)))))
این، اخریش‌ منو یاد یکی از پست‌های‌ حریر خانم میندازه، که‌ جواب‌های جالبی‌ بهش‌ دادند
اون‌ عشقت‌ که‌ براش‌ نوشتی پایدار :)
فِ. شین.
سلام (:
عاره D:
(;
الـ ـی
هم عکس هم متن عالی :))
در واقع تا فرصت هست خیلی کارها باید کرد..
فِ. شین.
((:
اوهوم ...
پرواز ...
دی:
فِ. شین.
|: