Ordinary Music

800104

غرق شده در خود

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تو» ثبت شده است

Odyssey

۵۸ ـُـمین روزِ سال

It must be possible to swim in the ocean of the one you love without drowning.
It must be possible to swim without becoming water yourself.
But I keep swallowing what I thought was air.
I keep finding stones tied to my feet.

Odyssey (Opus I IX) - Creation's Tears

بلد نیست

۵۹ ـُـمین روزِ سال


چیز زیادی نمی‌خواستم

یک من، یک تو

یک فنجان چای برای خودم و خودت

به تماشای شعله های آتش می نشستیم

و تا صبح حرف میزدیم.

شاید خیلی خودخواهانه باشد

شاید هم پاهایت آمدن بلد نیست