Ordinary Music

800104

غرق شده در خود

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عید» ثبت شده است

سال چند؟ آها ۹۶

۳۶۶ ـُـمین روزِ سال

عید اومد، بهار اومد ...

با هزار کوفت و زهر مارش. /: باور کنید این سال با سال قبل هیچ فرقی ندارد جان شما! خب شما که یه سال هیچ کاری نکردی و هیچ --ی نشدی، میخوای امسال یه --ی بشی! درست مثل همان شنبه ی هفته ی بعد! والا!

در این زمینه ی عید و سال جدید و اینا، بهار هیچ دخالتی ندارد. ایشون هیچ ربطی به مزخرف بودن عید ندارن! صرفا یه فصل خوبه جدیده که حداقل وقتی از پنجره به بیرون نگاه میکنی، حداقل بفهمی بعد هر زمستون سرد و سختی بهار منتظرته! منظور فصلش! خب شاید بیان و بگن دوباره که تکرار میشه و همین بساطه، دیگر شما به آن کار نداشته باشین (:

+ تنها کسی که به این جمله ی من که همون هیچ فرقی نداره جواب منطقی داد، بابام بود که گفت که خب انسان امید نداشته باشه چیکار کنه؟! انسان با همین چیزا زندس دیگه. مگه نه؟

+ بس که بد میگذرد زندگی اهل جهان، مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند.   -صائب